مدیریت مشارکتی

اگر مدیریت مشارکتی را به سان رهیافتی جامع برای جلب مشارکت فردی و گروهی کارکنان در جهت حل مسائل سازمان و بهبود مستمر در تمام ابعاد تعریف کنیم و بر این باور باشیم که مدیریت مشارکتی ارتباط دائم، متقابل و نزدیک بین مدیریت ارشد و کارکنان است می توان گفت که: مدیریت مشارکتی به معنای مشارکت افراد مناسب، در زمان مناسب و برای انجام کار مناسب است.
بر پایه این تعریف، مشارکت کارکنان در کارهایی که به خود آن ها مربوط می شود؛ مشارکتی داوطلبانه، ارادی و آگاهانه خواهد بود که این درگیری شخص را تشویق می کند که به تحقق هدف های گروه کمک کند و در مسؤلیت ها و پیامدهای آنها سهیم شود.
مدیریت مشارکتی دو هدف عمده را دنبال می کند: نخست، ارج نهادن به ارزش های انسانی و به یاری طلبیدن افرادی که به نوعی با سازمان در ارتباط اند. دوم، رسیدن به هدف های از پیش تعیین شده به کمک همین افراد.

این هدف ها بر چند اصل اساسی استوار است:
1.هر فرد عضو سازمان جزئی از یک ماشین بزرگ به حساب نمی آید، بلکه انسانی برخوردار از قدرت تفکر، هوش و استعداد و تجربه های گرانقدر است که هر گاه زمینه ها و شرایط مساعد فراهم شود، می تواند همه چیز را به نفع خود و سازمان خود تغییر دهد.
2.هر کار لزوماً به بهترین و مفیدترین حالت ممکن انجام نمی شود و بی تردید می توان هر کار معین را به گونه ای بهتر انجام داد و بهبود مستمر در انجام کار (Continuous Improvement) به کمک اعضای مجموعه به صورت گروهی انجام می شود.
3.مشارکت کارکنان کمک می کند تا مدیریت از بسیاری کارهای جزئی آسوده شود و به کارهای اساسی بپردازد.
چنانچه اجرای مدیریت مشارکتی و نظام های تشکیل دهنده آن با موفقیت همراه باشد، از مزایا و پیامدهای چون بهبود روابط انسانی بین مدیریت و کارکنان، تقویت انگیزش در کارکنان، بهبود گردش کار در سازمان، بروز خلاقیت و نوآوری، تقلیل هزینه های تولید کالا و خدمات، افزایش احساس تعلق سازمانی در کارکنان و همسو شدن هدف های آنان با هدف های سازمان و در نهایت افزایش رضایت مشتری و به دست آوردن سهم بیشتر در بازار برخوردار خواهد بود.
برای دستیابی به این مزایا باید ابتدا ویژگی های افراد مشارکت جو را بشناسیم که سلامت روانی و ادراکی و توانایی ایجاد اندیشه های بسیار با سرعت زیاد و ارائه آن ها به افراد فرادست؛ ابتکار؛ توانایی ایجاد و ارائه پیشنهادهای جدید؛ استقلال رای و قدرت داوری؛ متفاوت بودن از همکاران در ارائه دیدگاهها و اندیشه های نو ومسؤلیت پذیری، از جمله مشخصات افـراد مشارکت جو است. معمولاً چنین افرادی را می توان در سازمان هایی با ویژگی های زیر یافت:
1.رقابت؛ در آن ها رقابت کامل و فشرده است چرا که مشارکت در سازمانی تحقق می پذیرد که رقابت کامل بر آن حاکم باشد.
2.دسترسی مدیران به دانش گسترده؛ مدیران سازمان های مشارکت جو بر این اعتقادند که دانش در سطح سازمانشان به وفور پراکنده است و خود به راحتی می توانند اندیشه ها و دیدگاه های دیگران را مستقیم و بی واسطه دریافت کنند.
3.حترام به افراد؛ کارکنان این سازمان ها بر این باورند که می توانند همگام با نیازهای سازمان رشد کنند.
4.روابط دائمی و بلند مدت کارکنان و در نتیجه برخورداری از امنیت شغلی از دیگر ویژگی های این سازمان ها است.
5.استقبال مدیران از عامل تغییر؛ در این سازمان ها همه مدیران تغییر را به عنوان تنها عامل پایداری می دانند و با خشنودی از آن استقبال می کنند. طبیعی است در چنین سازمانی لازم نیست که مدیر بخش زیادی از وقت خود را با اندیشه دربارة چگونگی برخورد با تغییرات بگذراند، زیرا همه به این باور رسیده اند که تغییر نوعی ارزش مثبت است.
6.از ویژگی های سازمان مشارکت جو، ساختار متغیر و تعاملی آن است. در فعالیت های از پیش برنامه ریزی شده مناسبترین ساختار، ساختار سنتی و مکانیکی است اما در شرایط مشارکتی، ساختار پویا راهگشاتر است و نظام کنترلی کمتر برقرار می شود. در چنین شرایطی افراد از آزادی عمل بیشتری برخوردارند، البته با این فرض که در سازمان تعادل و موازنه برقرار باشد، زیرا اعضای چنین سازمانی نه محیط کار خود را آشفته و پر هرج و مرج می خواهند که افراد به هر کاری دست بزنند و نه این که می خواهند کنترل مستقیم به گونه ای باشد که هیچ جرقه ذهنی متبلور نشود.
7.انعطاف پذیری مشخصه دیگر این گونه سازمان ها است. در ساختار سازمانی انعطاف پذیر تحول گرا، تبادل اطلاعات به راحتی انجام می شود و افراد در فرایند تصمیم سازی مشارکت دارند.
گسترش فرهنگ مدیریت مشارکتی ـ به سان رویکردی نو و جامع به کل مجموعه ـ بخشی از هدف های بلند مدت مدیریت است که نظام های اجرایی آن را با توجه به شرایط خاص سازمان طراحی و به مورد اجرا می گذارند و با جابجایی فرد یا بروز اتفاقی خاص، متوقف نمی شود.
یکی از عوامل اصلی و مؤثر در اجرای مدیریت مشارکتی، صداقت مدیریت است. کارکنان سازمان باید از صداقت مدیریت اطمینان کامل داشته باشند و به خوبی از دلایل آن آگاه باشند. در این صورت با مشارکت دادن کارکنان در امور سازمانی می توان نتایج و پیامدهای همه جانبه ای را برای سازمان و کارکنان آن فراهم آورد. در نظام مشارکت سازمانی، مدیران و کارکنان به تبادل نظر با یکدیگر می پردازند و همین امر منجر به ایجاد محیطی دوستانه و توأم با اعتماد و اطمینان متقابل در سازمان می شود. کارکنان با مشارکت در کارها خود را در سود و زیان سازمان سهیم می دانند و همه تلاش خود را با کمک مدیران در جهت افزایش کارایی و اثر بخشی سازمان به کار می گیرند.
در نظام مشارکت سازمانی، مدیران برای رسیدن به هدف هایشان با راه حل های پیشنهادی بسیاری از سوی کارکنان مواجه می شوند که پس از ارزیابی آن ها می توانند بهترین راه حل ممکن را انتخاب کنند. نکته مهم در به کارگیری شیوه های مشارکتی توجه به موانع و دشواری های فرا روی مدیران در سازمان هاست، زیرا با کسب آگاهی در زمینه های اجرایی و درک صحیح موانع بهتر می توان به رویارویی با آنها پرداخت و در صورت تعامل با کارکنان بهتر می توان به این مهم دست یافت.
ضمن این که باید زمینه های لازم اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، ساختاری و … را برای اجرای موفقیت آمیز این نظام فراهم کرد تا اجرای آن با بحران مواجه نشود.
سیر تکوین مدیریت مشارکتی
مشارکت یک مفهوم قدیمی است که ریشه در اداره امور عمومی و افکار مذهبی دارد. به عنوان مثال، مشارکت بر مبنای مشورت در اسلام تحت عنوان «شورا» مورد توجه قرار گرفته است. قرآن کریم به طور صریح مدیران را مکلف می کند در اموری که نیاز به تحقیق و تفحص دارد بر مبنای مشورت به تصمیم گیری بپردازند.
به هر حال ، مدیریت مشارکتی علیرغم قدمت تاریخی خود، بعد از انقلاب صنعتی به صورت علمی مورد بررسی قرار گرفت. پیدایش نظریه های کلاسیک، ساختار، تخصص گرایی، عقلایی بودن، و نظم و ترتیب را در سازمانها مورد تاکید قرار دادند (ویلسون و روز بفلد، 1990). تضادهایی که فلسفه کلاسیک با روح و روان انسانی داشت، موجب گشت توجه به روابط انسانی معطوف گردد.
در سال 1972 التون مایو (اوبرایان، 1984) و همکارانش سعی کردند بین شرایط کاری و بهره وری رابطه ای پیدا کنند. این مطالعات برحسب تصادف، اهمیت مدیریت مشارکتی را کشف کرد و رفته رفته با تاکید بر جنبه های اجتماعی گروه های کار، مکتب جدیدی با نام»روابط انسانی» پایه گذاری شد که سعی می کرد مشارکت واقعی را مورد تشویق قرار دهد.
مدیریت مشارکتی با کار اندیشمندانی چون آرجریس (1955) ، لیکرت (1961)، هرزبرگ (196و لاولر (1986) رو به رشد نهاد و با اشکال و عناوین مختلف، نظیر مدیریت بر مبنای هدف، نظام پیشنهادها، گروه های بهبود کیفیت، و گروه های خود گردان به حیات خود ادامه داد. امروزه مدیریت مشارکتی به عنوان یکی از عناصر تئوری نئوکلاسیک مطرح است. تئوریهای سازمانی و مدیریتی مختلفی در طول سالها با تاکید بر تصمیم گیری مشارکتی شکل گرفته اند که مهمترین آنها شامل: مدیریت کیفیت فراگیر (گرانت و همکاران، 1992) یادگیری سازمانی (داگسون، 1993) نظریه قدرت دهی (براون و لاولر، 1999)و دموکراسی صنعتی (در بر، 1969) است.
یکی از نظامهای مدیریتی پویا که نقش مهمی در توسعه منابع انسانی و در نتیجه فرآیند توسعه بانک دارد، نظام مدیریت مشارکتی است. این نظام مدیریتی به عنوان یک نظام مطلوب و کارآمد هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ عملی آزمون های موفق خود را گذرانیده است؛ و هم اکنون در کشورهای پیشرفته و نیز در کشورهای در حال توسعه کاملا مورد استفاده بوده و از جایگاه مناسبی برخوردار است. از آنجائیکه منابع انسانی از عوامل زیربنایی فرآیند توسعه می باشد و هرگونه توفیق در فرایند توسعه پایدار یک سازمان مشروط به توفیق در توسعه منابع انسانی است، از اینرو، اهمیت و ضرورت توجه به نظام های مدیریتی توسعه دهنده منابع انسانی آشکار می شود.
نظام مدیریت مشارکتی، نظام همکاری فکری و عملی کلیه اعضای یک سازمان با سطوح مختلف مدیریتی آن سازمان است. در این نظام، کلیه افراد سازمان، درباره روش های حل مسائل و ارتقاء بهره وری سازمان، فعالانه اندیشه کرده و حاصل آنرا در قالب طرح ها و پیشنهادها به سازمان ارائه می کنند. بدین طریق سازمان از یک نظام هم فکری و هم اندیشی برای رسیدن به اهداف سازمان بهره می جوید. نظام مدیریتی به تعبیری در واقع نوعی نظام مدیریت شورایی با شکل خاص خود است. در این نظام برای افکار و خلاقیت های کلیه اعضای سازمان ارزش شایسته قائل شده و در تصیم گیری از آنها استفاده می شود. وجود و جریان این نظام نتایج و پیامدهای مثبت و مطلوب متعددی در بر دارد که در مجموع نقش مهمی در فرآیند توسعه منابع انسانی ایفاء می کند.
فلسفه و مبانی نظری مدیریت مشارکتی
نیاز انسان به احترام و برابری و اظهار وجود
انسانها فطرتا خواهان برابری با یکدیگرند و تمایل دارند با آنها برخورد محترمانه و مشارکت جویانه شود. خصوصا انسان فرهیخته و متخصص قرن بیستم خواستار این حق است که «نظر» من را گوش کنید، من هم نظر دارم» مشارکت کارکنان در مدیریت به این خواسته انسانی پاسخ مثبت می دهد.
حمایت و پشتیبانی انسان از نظرات و دستاوردهای خویش
انسانها بطور فطری و طبیعی از چیزهایی که متعلق به آنهاست حمایت و پشتیبانی می کند، مانند: فرزند، همسر، خانه، پست، نظرات و محصول ساخته شده خود. لذا اگر کارکنان و مشتریان یک سازمان در ارائه نظرات و تصمیم گیری ها و اجرای نظرات خود مشارکت داده شوند، اینگونه نظرات از حمایت و پشتیبانی جدی و قویتری در سازمان برخوردار خواهد بود.
«امروزه بسیاری از مسائلی که سازمانها با آن روبرو هستند، نتیجه مستقیم رقابت های بی ثمر در مورد وظایف متقاطع یا وظایفی است که مشخص نیست چه بخشی مسوولیت آن را به عهده دارد. برای کمک به افراد جهت پرداختن به این موضوعات روش های مختلفی ابداع شده است و این روشها همه به «کار موثر گروهی» وابسته است، زیرا در چنین شرایطی، این فقط راه حل نیست که حائز اهمیت است، بلکه «میزان درک و احساس تعهد» کسانی که در فرآیند مورد نظر دخالت دارند و در واقع به آن عمل می کنند نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است»
کمال جوئی مستمر انسان (بهبود مستمر)
ایجاد بهبود مستمر در استانداردهای کاری سازمانها همیشه اهمیت داشته و امروزه با توجه به نیاز به افزایش مستمر بهره وری، کاهش هزینه ها و رضایت بیشتر مشتریان و ارباب رجوع و افزایش قدرت رقابت از اهمیت بیشتری برخوردار است. اصل بهبود مستمر می گوید نباید هیچ روزی را بدون انجام بهبود فعالیتها سپری کرد. بهبود مستمر تعبیری از این فرمایش امام صادق (ع) است که می فرماید: «کسی که دو روزش مساوی باشد ضرر کرده است.»
اگر بخواهیم دو روزمان در زندگی مساوی نباشد باید هر روز از روشهای بهتر، با بهره وری بالاتر، ضایعات کمتر، علم بیشتر، قدرت و تکنولژی بالاتر و ... استفاده کنیم، یکی از روشهای مناسب ایجاد بهبود مستمر استفاده از ایده ها و نظرات و پیشنهادهای کارکنان و مشتریان و پیمانکاران است که می تواند هر روز دهها و بلکه صدها و هزاران روش کاری سازمان را بهبود بخشد، که این همان مشارکت فکری با مدیریت است.
توسعه نیروی انسانی در فرآیند مشارکت
مشارکت دادن کارکنان سازمان در اظهار نظر، تصمیم گیری و اجرای نظرات آنها فضایی را در سازمان بوجود می آورد که موجب توسعه نیروی انسانی می گردد، امروزه سازمانها برای ایجاد هرگونه توسعه ای اعم از فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نخست به توسعه نیروی انسانی نیازمندند.
در سازمانی که در سال هزاران پیشنهاد ازطرف کارکنان و مشتریان ارائه می گردد و مورد بررسی کارشناسی قرار گرفته و درصدی از آنها نیز به اجرا در می آید، این امر موجب توسعه خود جوش کارکنان خواهد شد، زیرا برای انجام این فعالیتها نیاز به مطالعه، مشورت با متخصصین، مراجعه به استاد فنی سازمان، بررسی مکانیزم دستگاهها و ... می باشد که این امر موجب افزایش مستمر اطلاعات و کیفیت نیروی انسانی گردیده و پایه های توسعه سازمان را محکم می کند. نظام پیشنهادات یکی از ابزارهای کارآمد در پرورش مغزهاست.
«در آینده مزیت رقابتی پایدار بیشتر بر تکنولوژیهای نوین فرآیند تولید متکی خواهد بود تا بر تکنولوژی تولید محصولات، صنایع نوین آینده بر «قدرت مغزی» انسان تکیه خواهند داشت.»
مشورت که مشارکت در عقول دیگران است
مدیران بدلیل محدودیت وقت و تخصص از بسیاری از فعالیتها و مسائل تخصصی کوچک و بزرگ سازمان بی اطلاع هستند. لذا در تصمیم گیری های صحیح و مناسب آگاهی از نظرات متخصصین و کارکنان و مشتریانشان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. یکی از روشهای تصمیم گیری صحیح مشورت کردن با صاحب نظران است.
خالق انسانها آخرین فرستاده اش حضرت محمد (ص) را فرمان می دهد که با مردم مشورت نماید (و شاور هم فی الامر – قرآن کریم) حضرت علی (ع) می فرمایند:
«کسی که استبداد رای داشته باشد هلاک خواهد شد و کسی که با مردم مشورت نماید در عقل های آنها شریک شده است.»
مشارکت فکری کارکنان و مشتریان با مدیریت یکی از بهترین روشهای مشورت همگانی با مدیر است که با اجرای «نظام پیشنهادها» در کلیه سازمانهای تولیدی و خدماتی قابل اجرا می باشد.
نظام پیشنهادها (suggestion system) یکی از شیوه های مدیریت مشارکتی است که بعد از جنگ جهانی دوم در دنیا متداول گردیده و ده ها کشور پیشرفته جهان در حال حاضر از آن بهره می جویند.
ماساکی ایمائی (1986) در کتاب «روشهای بهبود مستمر» (کایزن)، نظام پیشنهادها را یکی از روشهایی معرفی می کند که می توان با اجرای آن بهبود مستمر در سازمان بوجود آورد و شرکت ماتسوشیتا را که با 6 میلیون پینشهاد دریافتی مقام اول را در سال 1985 در بین شرکتهای ژاپنی بدست آورده ذکر می نماید.
همچنین آمار جالبی از رکورد تعداد پیشنهادهای یک نفر در یکسال نشانگر رقمی بالغ بر 16821 پینشهاد است.
هدایت به بهترین تصمیم با داشتن نظرات بیشتر
یکی از نیازهای مهم مدیر تشخیص بهترین نظر در تصمیم گیری ها است. «بهترین راه داشتن یک نظر خوب، داشتن نظرات متعدد است.» در قران کریم نیز خداوند می فرماید:
فبشر عبادالذین بستمعون القول فیتبعون احسنه
ای پیامبر بشارت ده بندگانی را که گفتارهای مختلف را می شنود و از بهترین آنها تبعیت می کنند.
یکی از تکینیک هایی که در فعالیت های هسته های بهبود کیفیت (Quality Circles) که با مشارکت کارکنان سازمان برای حل مسائل آن تشکیل می گردد، تکنیک طوفان فکری است که هدف از آن دسترسی به بیشترین نظرات و انتخاب بهترین نظر از بین آنهاست.
امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر دو اصل از فروع دین اسلام و اجرای آن موجب اصلاح جامعه و سازمان می گردد. زمانی که کلیه کارکنان و مشتریان یک سازمان هر نارسایی و مشکلی را در سازمان مشاهده نمایند که می تواند کیفیت نامناسب، بهره وری پایین و ضایعات وقت و مواد و مانند اینها باشد و آن را به مدیریت سازمان تذکر دهند و پیشنهادهایی جهت رفع آنها ارائه نمایند و همچنین هر روش بهتری که می تواند موجب بهبود کیفیت فعالیتها گردد و بعبارت دیگر همه فعالیت های سازنده و مخرب را در قالب پیشنهاد که نوعی امر بمعروف و نهی از منکر است ارائه نمایند سازمان از خطاها مصون مانده و حرکت دائمی بسمت کمال خواهد نمود.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
باید از شما گروهی پدید آید که دعوت کننده به خیر و خوبیها باشند و به کارهای پسندیده فرمان می دهند و از کارهای ناپسند باز می دارند و اینان، آری تنها چنین کسانی به خوشبختی و رستگاری می رسند.
بهبود روابط انسانی بین مدیریت و کارکنان سازمان
یکی از مهمترین عوامل موفقیت سازمانها حاکمیت روابط انسانی مناسب بین مدیران و کارکنان آن سازمان است. در سازمانهایی که روابط انسانی خصمانه و ناعادلانه حاکم باشد کارکنان انگیزه همکاری خود را با مدیریت از دست داده و سازمان موفق به انجام وظایف خود نگردیده و به اهداف خود دسترسی نخواهد یافت. مشارکت کارکنان انگیزه آنها را در حل مسائل سازمان افزایش می دهد و چون کارکنان فضایی برای اظهار نظر پیدا می کنند و مدیریت به این نظرات گوش می دهد ارتباط بین مدیریت و کارکنان بهبود یافته و عقده های روانی که موجب نارضایتی می شود کاهش یافته و یا از بین می رود.
پیشبرد دموکراسی و ایجاد شکوفایی از طریق توسعه پایدار
ایالات متحده با هدف بهبود بهداشت از طریق تامین آب آشامیدنی پاک تر، در حال پیگیری و اجرای برنامه های مختلف امدادی بین المللی است. این کوشش ها سعی دارند تا اجتماعات محلی را در تصمیم گیری ها در خصوص مصرف آب، ترویج دموکراسی، و بهبود مدیریت منابع زیست محیطی دخیل کنند.
جاناتان اِی مارگولیس نماینده ویژه توسعه پایدار در وزارت امور خارجه است.
ایالات متحده در خط مقدم تلاش برای کمک به کشورهای در حال توسعه، به منظور مورد خطاب قرار دادن نیازهای اساسی آنها به دسترسی به آب پاک، بهداشت عمومی، خدمات انرژی مدرن، و بهداشت بهتر قرار دارد. ترویج توسعه به این شکل که آزادی و رشد اقتصادی را با پیشرفت های اجتماعی و سرپرستی محیط زیست همراه می کند، یکی از نمادهای سیاست خارجی ایالات متحده است. به راستی که همانگونه که پرزیدنت بوش اظهار داشت، مبارزه با فقر یک "ضرورت اخلاقی است."
گسترش دایره توسعه موجب شکوفایی می شود. با امکان دسترسی به خدمات اولیه، افراد سالم تر بهتر می توانند در فعالیت های اقتصادی سازنده شرکت، از خانواده های خود نگهداری، و آرزوهای خود را دنبال کنند. علاوه بر این، فرایند بهبود این خدمات، در صورتی که به طور صحیح انجام شود، می تواند تصمیم گیری مشارکتی را نیز تقویت کند - که با قدرت دادن به افراد عادی و پاسخگو قرار دادن نهادها در برابر مردم موجب تقویت ساختار دموکراسی می شود. و کاهش پیوسته فقر می تواند با شکستن چرخه ناامیدی و یاس که از عوامل بی ثباتی محسوب می شوند، موجب بهبود امنیت شود.
آب و سلامتی دو نیاز اساسی بشر را تشکیل می دهند. در حال حاضر، بیش از 1 میلیارد انسان به آب آشامیدنی مطمئن، و بیش از 2 میلیارد انسان به بهداشت عمومی مناسب دسترسی ندارند. همه ساله، تقریبا 3 میلیون انسان، که اکثریت آنها را کودکان تشکیل می دهند، از بیماری های مرتبط با آب و بیش از همه از اسهال جان خود را از دست می دهند. بسیاری دیگر در نتیجه عفونت های مرتبط با آب که بیشتر حاصل مصرف آب غیر مطمئن، بهداشت عمومی نامناسب، و بهداشت فردی ضعیف است یا مبتلا به بیماری و یا معلول و ناتوان می شوند. در این زمینه ها، ایالات متحده در حال حمایت از فعالیت هایی است که زندگی انسان ها را بهبود بخشیده و جوامع را متحول می سازد.
عبرت های آموخته شده از کشور خودمان
مدیریت مرکب منابع آبی عبارت است از فرایند مدیریت منابع آبی با در نظر گرفتن مصارف چندگانه و در حال رقابت آب. مدیریت مرکب واقعی منابع آبی در عین حفظ محیط زیست سالم، تدارک غذای مناسب، زیربنای شهری، انرژی، و دیگر خدمات ارزشمند را فراهم می آورد. در کشور ایالات متحده، چنین فعالیت هایی با همکاری طیف وسیعی از آژانس ها، سازمان های غیر دولتی، بخش خصوصی، و شهروندان در سطح محلی، ایالتی، و فدرال انجام می شوند.
شهر نیویورک یکی از بهترین نمونه های ارزش این رویکرد مرکب را به نمایش می گذارد. شبکه آبرسانی شهر نیویورک روزانه بیش از 1.4 میلیارد گالن آب آشامیدنی با کیفیت بالا را به بیش از 9 میلیون نفر می رساند. سرچشمه این آب حوزه آبگیر کت اسکیل/دلاور (2) است. به منظور رعایت معیارهای قانون فدرال آب آشامیدنی مطمئن، شهر نیویورک باید رقم برآورد شده 8 میلیارد دلار را صرف احداث مراکز تصفیه آب می کرد.

اما این شهر رویکرد متفاوتی برای تصفیه آب آشامیدنی ارائه داد. به جای احداث زیرساخت، رهبران شهری برنامه جامع و بلند مدتی برای حفاظت از آبگیرها پیشنهاد کردند. عناصر کلیدی این برنامه شامل از جمله خرید و سرپرستی زمین ها، برنامه های مشترک، مدیریت آبگیرها، تغییرات سیاستی و نظارتی، و آموزش های زیست محیطی و برنامه های فرادستی است. با همکاری با اجتماعات بالادستی، این شهر پروژه هایی طراحی کرد تا به منظور حفظ کیفیت آب و بهبود فرصت های اقتصادی محلی، زمین های کشاورزی و مناطق جنگلی را حفظ و مدیریت کند. هزینه: تقریبا 507 میلیون دلار. با مدیریت آبگیر به شکلی پایدار، شهر نیویورک توانست نیاز به سیستم های تصفیه گران قیمت را به میزان چشمگیری کاهش و در عین حال تامین آب آشامیدنی با کیفیت بالا را در بلند مدت ادامه کند. یکی از فواید دیگر این رویکرد، حفظ ارزش های زیست بومی و اقتصاد جوامع بالادستی ای بود که به این آبگیرها وابسته هستند.
ترویج توسعه و دموکراسی
اساس مدیریت مرکب منابع آبی مشارکت طرف های ذینفع است. هسته آن را فرایندهای تصمیم گیری مشارکتی در سطوح محلی، ملی و منطقه ای به منظور شناسایی منافع مشترک و تعریف روش ها تشکیل می دهد. برای مثال، از طریق یکی از پروژه های آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده در کشور ال سالوادور، مردم پواِنته آرکه (3) اخیرا هیئت سرپرستی ای را انتخاب کردند تا بر خدمات آبی به تازگی گسترش یافته آنها نظارت کنند. این هیئت هم اکنون خدمات با کیفیتی را به مردم می دهد که با خدمات ارائه شده در ایالات متحده قابل رقابت است. در برخی موارد، انتخاب این هیئت های محلی اولین فرایند انتخاباتی ای بوده که این مردم در آن شرکت داده شده اند. مدیریت مرکب منابع آبی با تحقق فرایند تصمیم گیری مشارکتی و قدرت دادن به افراد ذینفع برای طلب شفافیت و پاسخگویی بیشتر از نهادهای دولتی و خصوصی موجب پرورش فرهنگ دموکراسی می شود.

ایالات متحده با اختصاص بخش قابل توجهی از مبلغ طرح سه ساله 970 میلیون دلاری آب برای فقرا (4) به این کوشش ها، اولویت بالایی برای مدیریت مرکب منابع آبی قایل شده است. به غیر از پروژه های دوجانبه، دولت ایالات متحده مدیریت مرکب منابع آبی را در گفتگوهای چند جانبه نیز مطرح می کند تا اهدا کنندگان دیگری جذب شوند. برای مثال، ما اخیرا از طریق شراکت جهانی آب (5) تلاش کردیم تا بودجه عملیات امدادی بیشتری برای کشورهای ال سالوادور، اتیوپی، و اندونزی فراهم آوریم. با اختصاص این وجوه، شراکت جهانی آب گفتگو برای اجرای طرح های مدیریت مرکب منابع آبی را در میان مردم ذینفع تشویق می کند. این کمک های جدید ایالات متحده موجب کمک های بیشتر اهدا کنندگان نیز شده؛ جمعا، بیش از 18 کشور در حال توسعه از طریق شراکت جهانی آب، برای تلاش های خود در زمینه مدیریت مرکب منابع آبی حمایت های بیشتر دریافت خواهند کرد.
کاهش امراض مرتبط با آب
بیماری های مرتبط با آب می توانند موجب رنج انسان ها و تحمیل هزینه های سنگین بر خانواده ها، اجتماعات، و کشورها شود. از طریق کمک های دوجانبه معمول و همچنین سرمایه گذاری خصوصی و شراکت های بخش دولتی و خصوصی و طرح های چند جانبه، ایالات متحده با فراهم آوردن امکان مشارکت کامل افراد در فعالیت های خلاقانه، مدنی، تحصیلی، و کارآفرینی، در حال تلاش برای کاهش این بیماری ها، نجات جان افراد، و افزایش رفاه است.
برای مثال، ایالات متحده در اجرای طرح شراکت برای بهداشت بیشتر از طریق آب (5)، به سازمان بهداشت جهانی، صندوق کودکان سازمان ملل، و دیگران پیوست. این طرح که محصول کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل متحد است، چندین برنامه و طرح جهانی برای کاهش موارد بیماری های مرتبط با آب را به طور همزمان اجرا می کند. این شراکت در جهت افزایش آگاهی در خصوص پیامدهای بهداشتی مصرف آب نامطمئن و اجرای برنامه هایی برای ترویج مصرف آب سالم در سطوح خانگی و اجتماعی تلاش می کند.
در بخشی از این برنامه، ایالات متحده با استفاده از محصولات تولیدی محلی در بیش از 20 کشور آسیا، آفریقا، و آمریکای لاتین، در حمایت از برنامه های ضد عفونی آب در "نقطه مصرف،" با این شراکت همکاری می کند. این برنامه ها به افراد این امکان را می دهند تا با ضد عفونی کردن آب مصرفی خود در سطح خانگی، اختیار بهداشت خود را خود به دست گیرند. طرح سیستم آب مطمئن تا همین حالا بیش از 12 میلیون بطری محلول ضد عفونی توزیع کرده تا کیفیت آب را در سطح خانگی بهبود بخشد. هر بطری از این محلول برای ضد عفونی کردن آب مصرفی دو ماه یک خانوار کافی است.
در همان حال که برنامه های نقطه مصرف مسئولیت بهداشت افراد را در کوتاه مدت به خود آنها واگذار می کنند، پیامدهای وسیع تری نیز دارند. با به نمایش گذاشتن رابطه موجود میان آب پاک تر و سلامتی بیشتر، این برنامه ها به اجتماعات امکان می دهند تا برای دستیابی به خدمات آبی مطمئن تر و پایدارتر در دراز مدت، با دولت های خود همکاری کنند.

نقش سرمایه گزاری محلی
تامین آب پاک و دیگر خدمات ضروری معمولا به منابع سرمایه گزاری محلی وابسته است. به منظور مورد خطاب قرار دادن این ضرورت، آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده ابزار سرمایه گزاری مبتکرانه ای به وجود آورده تا بازارهای سرمایه محلی را تقویت، سرمایه های محلی را بسیج، و امکان اقدام را برای اجتماعات فراهم نماید. یکی از این ابزار که سرپرستی اعتبار توسعه (6) نام دارد، با ارائه ضمانت های جزئی به بانک های محلی و نهادهای مالی، پرداخت وام را ممکن می سازد. در ایالت تامیل نادو (7) در کشور هند، یکی از پروژه های سرپرستی اعتبار توسعه موجب تسهیل صدور اوراق قرضه شهری برای بسیج مبلغ 6.4 میلیون دلار به منظور اجرای پروژه های زیربنایی شد. برای مثال، شهرستان والاساراواکام ( (جمعیت 26.260) از وجوهی که به تازگی در دسترس قرار گرفته برای به روز کردن سیستم تامین آب خود و افزایش عرضه از دو لیتر به 35 لیتر در روز برای هر نفر بهره می گیرد.
ترویج مدیریت مرکب منابع آبی، کاهش مشکلات حاصل از بیماری های مرتبط با آب، و به کار انداختن سرمایه های محلی برخی از روش های گوناگونی است که ایالات متحده در کمک به کشورهای در حال توسعه برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان آنها و ایجاد فرهنگ پاسخگویی و مشارکت به کار می گیرد. با این کار، ما در حال انجام ماموریت خود برای ایجاد دنیایی امن تر، دموکراتیک تر، و مرفه تر هستیم



منبع : تبیان


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد