معاوضه داراییها
34 . یک یا چند دارایی نامشهود ممکن است در ازای تمام یا بخشی از یک یا
چند دارایی غیرپولی، یا ترکیبی از داراییهای پولی و غیرپولی تحصیل شود.
بهای تمام شده اینگونه داراییهای نامشهود بهارزش منصفانه اندازهگیری
میشود، مگر اینکه معاوضه فاقد محتوای تجاری باشد یا ارزش منصفانه دارایی
تحصیل شده و دارایی واگذار شده بهنحو اتکا پذیر قابل اندازهگیـری نباشد.
اگر دارایی تحصیل شـده به ارزش منصفانه اندازهگیـری نشـود،
بهای تمام شده آن بهمبلغ دفتری دارایی واگذار شده اندازهگیری میشود.
معاوضه داراییها
34 . یک یا چند دارایی نامشهود ممکن است در ازای تمام یا بخشی از یک یا
چند دارایی غیرپولی، یا ترکیبی از داراییهای پولی و غیرپولی تحصیل شود.
بهای تمام شده اینگونه داراییهای نامشهود بهارزش منصفانه اندازهگیری
میشود، مگر اینکه معاوضه فاقد محتوای تجاری باشد یا ارزش منصفانه دارایی
تحصیل شده و دارایی واگذار شده بهنحو اتکا پذیر قابل اندازهگیـری نباشد.
اگر دارایی تحصیل شـده به ارزش منصفانه اندازهگیـری نشـود،
بهای تمام شده آن بهمبلغ دفتری دارایی واگذار شده اندازهگیری میشود.
35 . واحد تجاری وجود محتوای تجاری یک معاوضه را با توجه به میزان
تغییرات مورد انتظار در جریانهای نقدی آتی واحد تجاری، درنتیجه معامله،
تعیین میکند. یک معاوضه در صورتی دارای محتوای تجاری است که :
الف. ریسک، زمانبندی و مبلغ جریانهای نقدی دارایی تحصیل شده و جریانهای نقدی دارایی واگذار شده متفاوت باشد، یا
ب . ارزش اقتصادی آن قسمت از عملیات واحد تجاری که معاوضه به آن مربوط میشود، درنتیجه معاوضه تغییر کند، و
ج . تفاوتهای موجود در بندهای ” الف“ یا ” ب“، نسبت به ارزش منصفانه داراییهای معاوضه شده قابل توجه باشد.
برای تعیین محتوای تجاری معاوضه، ارزش اقتصادی قسمتی از عملیات واحد
تجاری که معاوضه به آن مربوط است، باید براساس جریانهای نقدی پس از مالیات
محاسبه شود.
36 . یک معیار برای شناسایی دارایی نامشهود آن است که بتوان بهای تمام
شده آن را بهگونهای اتکا پذیر اندازهگیری کرد. ارزش منصفانه دارایی
نامشهودی که معاملات بازار قابل مقایسه برای آن وجود ندارد، در صورتی
بهگونهای اتکاپذیر قابلاندازهگیری است که دامنه تغییرات برآوردهای
منطقی ارزش منصفانه آن دارایی قابل توجه نباشد، یا احتمالات مربوط به
برآوردهای مختلف در آن دامنه را بتوان به طور منطقی ارزیابی کرد و در
برآورد ارزش منصفانه مورد استفاده قرار داد. در صورتی که واحد تجاری
بتواند ارزش منصفانه دارایی تحصیل شده یا دارایی واگذار شده را بهگونهای
اتکاپذیر تعیین کند، ارزش منصفانه دارایی واگذار شده با در نظرگرفتن مبلغ
وجه نقد یا معادل نقد انتقال یافته، برای اندازهگیری بهای تمام شده
دارایی تحصیل شده بکار میرود، مگر اینکه ارزش منصفانه دارایی تحصیل شده
معتبرتر باشد.
سرقفلی ایجاد شده در واحد تجاری
37 . سرقفلی ایجاد شده در واحد تجاری اگرچه انتظار میرود به
جریان منافع اقتصادی آتی کمک کند، لیکن به طور جداگانه قابل
تشخیص نیست و لذا حائز معیارهای شناخت به عنوان دارایی نمیباشد.
در واقع سرقفلی ایجاد شده در واحد تجاری به علت اینکه حقوقی قابل
کنترل نیست، منافع اقتصادی آتی مشخصی ایجاد نمیکند و بهای تمام
شده آن نیز به گونهای اتکاپذیر قابلاندازهگیری نیست، لذا اساساً
به عنوان دارایی شناسایی نمیشود.
داراییهای نامشهود ایجاد شده در واحد تجاری
38 . در بعضی موارد، ارزیابی اینکه دارایی نامشهود ایجاد شده در واحد تجاری حائز شرایط شناخت میباشد به دلایل زیر مشکل است:
الف. دشواری تعیین وجود و زمان ایجاد یک دارایی قابل تشخیص که منافع اقتصادی آتی مورد انتظار را ایجاد خواهد کرد، و
ب . دشواری تعیین بهای تمام شده دارایی بهگونهای اتکاپذیر. در برخی
موارد، مخارج ایجاد دارایی نامشهود در واحد تجاری را نمیتوان از مخارج
نگهداری یا ارتقای سرقفلی ایجاد شده در واحد تجاری یا مخارج اداره عملیات
روزمره متمایز کرد.
بنابراین، واحد تجاری علاوه بر رعایت الزامات عمومی برای شناخت و
اندازهگیری اولیه یک دارایی نامشهود، الزامات و رهنمودهای بندهای 39 الی
53 را برای تمام داراییهای نامشهود ایجاد شده در واحد تجاری بکار میبرد.
39 . به منظور ارزیابی اینکه یک دارایی نامشهود ایجاد شده داخلی حائز
معیارهای شناخت است، واحد تجاری ایجاد دارایی را در دو گروه زیر طبقهبندی
میکند:
الف. مرحله تحقیق
ب . مرحله توسعه
اگرچه اصطلاحات «تحقیق» و «توسعه» تعریف شدهاند، اما برای مقاصد این
استاندارد، اصطلاحات «مرحله تحقیق» و «مرحله توسعه» مفاهیم گستردهتری
دارند.
40 . چنانچه نتوان مرحله تحقیق را از مرحله توسعه یک پروژه داخلی
ایجاد دارایی نامشهود تمیز داد، در این صورت فرض میشود مخارج پروژه در
مرحله تحقیق واقع شده است.
مرحله تحقیق
41 . مخارج تحقیق یا مخارجی که در مرحله تحقیقاتی یک پروژه داخلی واقع
میشود نباید به عنوان دارایی نامشهود شناسایی شود. این مخارج در هنگام
وقوع باید به عنوان هزینه شناسایی گردد.
42 . واحد تجاری، در مرحله تحقیق یک پروژه داخلی، نمیتواند وجود
دارایی نامشهودی را که منافع اقتصادی آتی ایجاد خواهد کرد، اثبات کند.
بنابراین، این مخارج در هنگام وقوع به عنوان هزینه شناسایی میشود.
43 . نمونههایی از فعالیتهای تحقیق به شرح زیر است:
الف. فعالیتهایی با هدف دستیابی به دانش جدید،
ب . جستجو برای ارزیابی و انتخاب نهایی موارد کاربرد یافتههای تحقیق یا سایر دانشها،
ج . جستجوی جایگزینهایی برای مواد، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستمها یا خدمات، و
د . فرمولـه کردن، طراحی، ارزیابی و انتخاب نهایی جایگزینهای ممکن
برای مواد، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستمها یا خدمات جدید یا بهبود
یافته.
مرحله توسعه
44 . مخارج توسعه یا مخارجی که در مرحله توسعه یک پروژه داخلی واقع می
گردد تنها درصورت اثبات تمام شرایط زیر به عنوان دارایی نامشهود شناسایی
میشود:
الف . امکانپذیری تکمیل دارایی نامشهود از نظر فنی، به گونهای که برای استفاده یا فروش آماده شود.
ب . قصد واحد تجاری برای تکمیل دارایی نامشهود و استفاده یا فروش آن.
ج . توانایی واحد تجاری برای استفاده یا فروش دارایی نامشهود.
د . ایجاد منافع اقتصادی آتی توسط دارایی نامشهود. ازجمله، واحد تجاری
بتواند وجود بازار برای دارایی نامشهود یا محصول آن و سودمندی آن در صورت
استفاده داخلی را اثبات کند.
ﻫ . دسترسی به منابع کافی فنی، مالی و سایر منابع برای تکمیل، توسعه و استفاده یا فروش دارایی نامشهود.
و . توانایی واحد تجاری برای اندازهگیری مخارج قابل انتساب به دارایی نامشهود بهگونهای اتکاپذیر طی دوره توسعه.
45 . در برخی موارد واحد تجاری، در مرحله توسعه یک پروژه داخلی،
میتواند دارایی نامشهود را تشخیص دهد و محتمل بودن منافع اقتصادی آتی
ناشی از آن را اثبات کند، زیرا مرحله توسعه یک پروژه داخلی، نسبت به مرحله
تحقیق آن پیشرفت بیشتری دارد.
46 . نمونههایی از فعالیتهای توسعه به شرح زیر است:
الف. طراحی، ساخت و آزمایش نمونهها و مدلها قبل از مرحله تولید یا استفاده،
ب . طراحی تجهیزات، الگوها و قالبها براساس فناوری جدید،
ج . طراحی، ساخت و بهرهبرداری از تجهیزات نمونهسازی در حدی که از نظر اقتصادی، تولید تجاری تلقی نشود، و
د . طراحی، ساخت و آزمایش جایگزین انتخابی برای مواد خام، تجهیزات، محصولات، فرایندها، سیستمها یا خدمات جدید یا بهسازی شده.
47 . دسترسی به منابع برای تکمیل، استفاده و کسب منافع از دارایی
نامشهود را میتوان برای مثال از طریق یک طرح تجاری اثبات کرد که منابع
فنی، مالی و سایر منابع مورد نیاز و توانایی واحد تجاری برای تأمین آن
منابع را نشان میدهد. در برخی موارد واحد تجاری دسترسی به منابع مالی
برونسازمانی را با کسب موافقت یک وامدهنده برای تأمین مالی طرح، اثبات
میکند.
48 . سیستمهای هزینهیابی واحد تجاری اغلب میتوانند مخارج ایجاد یک
دارایی نامشهود در داخل واحد تجاری از قبیل حقوق و دستمزد و سایر مخارج
تحمل شده برای حفظ و نگهداری از حق تألیف یا حق امتیاز یا توسعه نرمافزار
رایانهای را بهگونهای اتکاپذیر اندازهگیری کنند.
49 . علایم تجاری، حق نشر و اقلام دارای ماهیت مشابه ایجاد شده در داخل واحد تجاری نباید به عنوان داراییهای نامشهود شناسایی شوند.
50 . مخارج انجام شده برای علایم تجاری، حق نشر و اقلام دارای ماهیت
مشابه ایجاد شده در داخل واحد تجاری را نمیتوان از مخارج گسترش کلی
فعالیتهای تجاری متمایز کرد. بنابر این، چنین اقلامی به عنوان دارایی
نامشهود شناسایی نمیشوند.
بهای تمام شده دارایی نامشهود ایجاد شده در واحد تجاری
51 . بهای تمام شده یک دارایی نامشهود ایجاد شده در واحد تجاری، شامل
مجموع مخارج واقعشده از تاریخی میباشد که دارایی نامشهود برای اولین بار
معیارهای شناخت اشاره شده در بندهای 12، 14 و 44 را احراز میکند. براساس
بند 57 مخارجی که قبلاً به عنوان هزینه شناسایی شده است، به حساب دارایی
برگشت داده نمیشود.
52 . بهای تمام شده یک دارایی نامشهود ایجاد شده در واحد تجاری شامل
تمام مخارج ضروری است که بطور مستقیم یا براساس مبانی تخصیص معقول و
یکنواخت قابل انتساب به ایجاد، تولید و آماده سازی دارایی برای استفاده
مورد نظر مدیریت میباشد. نمونههایی از مخارج قابل انتساب به شرح زیر
است:
الف. مواد و خدمات استفاده شده برای ایجاد دارایی نامشهود،
ب . حقوق و مزایای کارکنانی که در ایجاد دارایی نقش داشتهاند،
ج . مخارج ثبت حقوق قانونی،
د . استهلاک حق اختراع و حق امتیازی که برای ایجاد دارایی نامشهود بکار میرود، و
ﻫ . استهلاک داراییهای ثابت مشهود مورد استفاده در ایجاد دارایی نامشهود.
استاندارد حسابداریشماره 13با عنوان حسابداری مخارج تأمین مالی،
معیارهایی را برای شناسایی مخارج تأمین مالی به عنوان جزئی از بهای تمام
شده یک دارایی نامشهود ایجاد شده در واحد تجاری، مشخص میکند.
53 . مخارج اداری و عمومی و فروش در بهای تمام شده داراییهای
نامشهود ایجاد شده در داخل واحد تجاری منظور نمیشود مگر اینکه بتوان
این مخارج را به طور مستقیم با تحصیل دارایی یا آمادهسازی آن
برای استفاده مورد نظر ارتباط داد. زیانهای عملیاتی اولیه که تا
قبل از رسیدن به سطح عملکرد برنامهریزی شده دارایی ایجاد شود،
هزینههای ناشی از عدم کارایی و مخارج آموزش کارکنان جهت استفاده
عملیاتی از دارایی، در بهای تمام شده دارایی نامشهود ایجاد شده در
داخل واحد تجاری منظور نمیشود.
هر چیزی تو دنیا برای خودش بهایی دارد بهای این وبلاگ اجباری نیست ولی خیلی بی انصافیه اگه نظراتتون را در رابطه با این مطلب یا در باره وبلاگ ابراز نکنید وعده ی ما قسمت نظرات