همه سازمان ها در معرض رسک های تقلب قرار دارند . این ریسکی است که ،
نه در نظریه نه در عمل ، صفر مطلق ندارد . تاکنون به دفعات خوانده ایم و شنیده ایم
که تقلب های بزرگ به سقوط سازمان های غول آسا ، زیان های سرمایه گذاری هنگفت و
انبوه ، هزینه حقوقی قابل ملاحظه ، دستگیری و حبس افراد مهم ، و فرسایش و کاهش
اعتماد به بازارهای سرمایه انجامیده اند . بی تردید رفتارهای متقلبانه ای که
تاکنون توسط مدیران و مجریان عالی رتبه ی سازمان ها رخ داده اند بر نیک نامی ها ،
نمانام ها و تصاویر بسیاری از سازمان ها در سراسر جهان تاثیر گذارده اند و آن ها
را ویران و تخریب کرده اند . این کم ترین جریمه ای است که جامعه برای تقلب می
پردازد .
در سراسر جهان ، وضع قوانین و
مثررات ، مثل قانون فساد مالی خارجی 1977 در آمریکا ، میثاق نامه ی سازمان همکاری
و توسعه ضد رشوه 1977 ، قانون ساربنز آکسلی 2002 در آمریکا و بسیاری از قوانین
دیگر مسئولیت مدیران در برابر مدیریت ریسک تقلب را افزایش داده است .
واکنش ها به رسوایی های اخیر شرکت های سهامی باعث شده است عموم و
ذینفعان از سازمان انتظار داشته باشند نگرش عدم تحمل تقلب را بپذیرند و آن را وجهه
ی همت خود برای مبارزه با ریسک تقلب قرار دهند . اصول راهبری سالم اقتضا می کند
هیات های مدیره ی سازمان ها یا ارگان های نظارتی همتای آن ها مانند هیات های عامل یا شوراهای عالی از رفنار
اختلافی کاملا سطح بالا و درست در سازمان ها اطمینان به دست دهند صرف نظر از
اینکه شخصیت حقوقی شان عمومی ، خصوصی ،
دولتی یا غیر انتفاعی باشد یا صرف نظر از این که در چه اندازه یا چه صنعتی قرار
داشته باشند .
واکنش ها به رسوایی های اخیر شرکت های سهامی باعث شده است عموم و
ذینفعان از سازمان انتظار داشته باشند نگرش عدم تحمل تقلب را بپذیرند و آن را وجهه
ی همت خود برای مبارزه با ریسک تقلب قرار دهند . اصول راهبری سالم اقتضا می کند
هیات های مدیره ی سازمان ها یا ارگان های نظارتی همتای آن ها مانند هیات های عامل یا شوراهای عالی از رفنار
اختلافی کاملا سطح بالا و درست در سازمان ها اطمینان به دست دهند صرف نظر از
اینکه شخصیت حقوقی شان عمومی ، خصوصی ،
دولتی یا غیر انتفاعی باشد یا صرف نظر از این که در چه اندازه یا چه صنعتی قرار
داشته باشند .
نقش هیات مدیره بسیار پر اهمیت است ، چون تاریخ تقلب حاکی است بیشتر تقلب
های بزرگ را مدیران ارشد با همدستی دیگر کارکنان مرتکب شده اند .
برخورد هشیارانه با موارد تقلب در یک سازمان ، علائم روشنی را از نگرش
هیات مدیره و مدیران به ریسک های تقلب و تحمل ریسک تقلب سازمان به عموم ، ذینفعان
، ضابطه گذاران و مقررات گذاران می دهد .
علاوه بر هیات مدیره ، کارکنان در همه سطوح نسبت به ریسک تقلب مسئولیت
دارند . به ویژه از آن ها انتظار می رود تبیین کنند که چگونه سازمان به ظوابط و
نیز دقت نظر عموم و ذینفعان نسبت به ریسک تقلب واکنش نشان می دهد ؛ چه نوع برنامه
ی کدیریت ریسک را برقرار کرده است ، چگونه ریسک تقلب را تعریف و تحدید می کند ، چه
کاری را لازم است برای پیش گیری تقلب ، یا دست کم کشف زودهنگام آن انجام دهد و چه
فرآیندی را باید برای وارسی تقلب و اتخاذ
اقدامات اصلاحی برقرار کند .
بنابراین مدیریت ریسک تقلب یک تلاش جمعی است که همه را در سازمان از
جمله ناظران ( هیات مدیره ) ، مجریان ( گروه مدیران ) و کارکنان و گواهی کنندگان (
حسابرسان داخلی و مستقل ) درگیر می کند .
نکته درخور اهمیت این است که بدانیم ریسک تقلب هیچ گاه صفر نمی شود و
هیچ سازمان یا فردی در برابر آن مصون نیست . بنابر بعضی پژوهش ها ریسک تقلب روز به
روز بزرگ تر می شود و در آینده ی نزدیک دغدغه ی اصلی همه ی سازمان ها خواهد شد .
از این رو ، در آینده ای که ریسک ها تقلب هر روز بیش از پیش افزایش می یابد سازمان
هایی شانس بقا و وام بیشتر خواهند داشت که اندازه ی بهبود پذیری آن ها در برابر
ریسک های تقلب بزرگ باشد .
بهبود پذیری سازمانی به معنی شناسایی ریسک های پیش روی سازمان و صورت
بندی راهبردهایی برای مدیریت اثر بخش ریسک ها است . در روانشناسی بهبود پذیری به
ظرفیت مثبت افراد برای برآمدن از عهده ی فشارهای روانی و مصیبت گفته می شود . به
همین قیاس می توان گفت بهبود پذیری سازمانی قابلیت سازمان ها را برایمدیریت و مهار
ریسک های تقلب بازنمایی می کند . سازمان هایی می توانند در برابر ریسک تقلب از
بهبود پذیری کامل برخوردار باشند که راهبرد و برنامه های مدیریت ریسک تقلب پیوسته
ای را داشته باشند و هیات مدیره و تمام کارکنان مقابله با تقلب را مسئولیت فرد فرد
خود بدانند .
پرسش این است با توجه به شکاف ها و حفره های قانونی و مقرراتی در کشور
ما به ویژه ساختار سنتی و کهنه ی سامانه راهبری سازمانی ، اندازه بهبود پذیری
سازمانی در سازمان های ایرانی چقدر است ؟ افزون بر این آیا سازمانی را می شناسیم
که بهبود پذیری بالایی در برابر ریسک تقلب داشته باشند ؟
هر قدر که اندازه بهبود پذیری سازمانی پائین باشد ریسک سقوط و
ورشکستگی افزایش می یابد . زیرا ریسک تقلب می تواند توان مالی سازمان را زیر فشار
و استرس خرد و نابود کند و سرانجام سازمان را به ورطه ی سقوط و ورشکستگی بکشاند .
منبع : انجمن حسابداران خبره